مدیریت دانشگاهها و موسسات آموزش عالی جلسه اول 19/11/92
مدیریت دانشگاهها و موسسات آموزش عالی
جلسه اول:19/11/92
اولین جلسه کلاس دکتریمنی ؛ قراربود درکلاس 29 برگزارشود ولی طبق ترم گذشته دراطاق استاد با کمی تاخیرجلسه درس آغاز شد. استاد ناراحت بود از عدم شرکت ما درجلسه قبل که البته بخاطر کارگاه آموزشی نتوانستیم حضور پیدا کنیم. انگار این موضوع به گوش گروه هم رسیده بود چراکه یکی از دوستان نقل کرده بود که " گروه شما، گروه بی نظمی است" و البته شاید هم، چنین باشد. این کلاس با دو استاد ارائه شده است؛ دربخش اول آقای دکتریمنی که مباحث تئوری را مطرح می کند ودربخش دوم آقای دکترابوالقاسمی که به نگاه مقایسه ای مدیریت دانشگاهها در کشورهای مختلف می پردازد.
استاد درابتدا درباره عنوان درس کمی صحبت کرد واین که چرا پسوند دانشگاه ها وموسسات آموزش عالی استفاده شده است.بعنوان منابع درسی، کتاب ها ومقالات زیر رامعرفی نمود:
1- کیفیت درآموزش عالی: فصل چهارم
2- برنامه ریزی توسعه دانشگاهی: فصل هشتم
3- رویکردها وچشم اندازهای نو درآموزش عالی: مقاله دانشگاه سازگارشونده
4- مقاله برنامه ریزی توسعه دانشگاهی( مفهومی میان رشته ای) : شماره 2 فصلنامه مطالعات میان رشته ای
5- فصلنامه مطالعات میان رشته ای: شماره 14 مقاله خانم نجاریان: رویکردفرارشته ای ادگارمورن
6- کتاب دکترحمیدرضا آراسته که عنوانش را استاد به یادنداشت.
هدف اصلی این درس ازمنظراستاد پاسخ به این سوال بود که "آیا مفهومی که من بعنوان دانشجوی دکتری دارم همان است که من فکرمیکردم واین مفهوم تا چه حد استواراست"؟
برای پاسخ به این سوال باید واقعیت های دانشگاه را درنظرگرفت.
استاد به اهمیت مفهوم اشاره کرد و مارابه گذشته برد؛ زمانی که درسرجلسه امتحان درس سیاستگذاری و برنامه ریزی درآموزش عالی با طرح 6 سوال به ما گفت "لطفاً سوالات را به ترتیب پاسخ دهید" گویی که دراین ترتیب به دنبال این بود که ما تا چه حد به نظم فکری رسیده ایم؟ حس حل کردن جدول که درنهایت وپس از پاسخ به همه سوالات که به یک کلمه رمز می رسیدیم وچقدرخوشحال ازبابت حل آن ورسیدن به پاسخ! برگردیم استاد گلایه کرد ازاین که دانشجویان به لحاظ مفهوم سازی درحد پایینی هستند و بعد عذرخواهی کرد وحرفش را اصلاح کرد" ببخشید شما درحدبسیارپایینی هستید" شاید به دنبال این بود که تلنگری بزند برپیکره ضعیف ما! اما به راستی این هم جزئی ازواقعیت های دانشگاهی است که انگار اپیدمی شده است. هرچه جلوترمی رویم درحوزه علوم انسانی انگار آدم هایمان کوچکترمی شوند.درکارگردانی اصطلاحی است با عنوان high angle یعنی دوربین از زاویه بالا به سوژه می نگرد که اگراین را بخواهیم به حوزه خود مربوط کنیم این است که فرد آنقدر به لحاظ تئوریک و مفهومی دارای وسعت نظراست که چنین حالتی را القا می نماید. متاسفانه امروزه بیشتر اساتید ما درخوش بینانه ترین حالت زاویه دید همسطحی با موضوع دارند(Eye level) و دانشجویان که زاویه دیدشان Low angle است واز پایین به سوژه ها می نگرند وحتی زحمت بلندشدن نیز بخود نمی دهند. . وخودمان نیز اذعان می کنیم بدون این که بدنبال حرکتی باشیم که مارا کمی بالاتر آورد؛ پس با این زاویه دید حرف استاد بجاست که درمفهوم سازی ضعیفیم واین یعنی آنچه را که می خوانیم می فهمیم یا نه؟ وفهم دراینجا یعنی به معنای نویسنده آیا نزدیک می شویم یا نه؟ برای فهم اندیشه های یک مولف باید آثار دیگر اورانیز باید موردمطالعه قرارداد.وشاید علت دیگر ضعفمان دراین است که اساساً برروی انتقال متمرکزیم وتفکرنمی کنیم چرا که پایه تفکرمفهوم است؛ بیشتربدنبال پیدا کردن هستیم؛ کارتئوریک کردن کار راحتی نیست مفهوم به مفهومی دیگرپیوندمی خورد واین یک سابقه تاریخی دارد. ازخودمان باید فکرکنیم وایده ها راباید درکنارهم بگذاریم والبته این فرایندی زمان بر است وشجاعت را طلب می کند.
استادماراباخود به جلسه روسای دانشگاهها برد وسوالی که درآنجا از آن ها پرسید" استادان طراز اول شما درچه وضعیتی هستند؟ آیا آن ها تنها ودرانزوا نیستند؟ " این یک آسیب جدی است که پیامد آن عدم رشد وبالندگی دانشجو است. مشکل امروزی عدم نظریه پردازی است واین که همه بدنبال کاربرد هستند.
آیا دانشگاه ها مدیریت پذیرند؟ درابتدا باید مفهوم مدیریت را کمی واکاوی نمود.سازماندهی یک ابرمفهوم در این واژه است. یک سازمان از دو وجه هدایت پیدا می کند:
1- عواملی که می خواهند در سازمان تاثیربگذارند.
2- خود سازمان به نوعی در واکنش به مدیریت از خود استراتژِهای مناسب را بروز می دهد. واین یعنی مفهوم مدیریت پذیری دانشگاه زیرسوال می رود و واقعیت نیز همین را نشان می دهد والبته این خو جای سوال دارد که چگونه سازماندهی دانشگاه می تواند فعالیت های مدیریت دانشگاه را پس بزند؟
بدنبال نقد مفهوم مدیریت باید باشیم وتعابیرمختلفی که ازآن وجود دارد:
بعنوان کارجلسه بعد قرارشد که تعریف مدیریت آموزش عالی را ارائه نماییم.و درادامه نیز بدنبال پاسخ به موضوعات ذیل باشیم:
آیا مدیریت با کاهش یا مهارپیچیدگی مترادف است؟
آیا مدیریت با هدایت سیستم دانشگاهی مترادف است؟
آیا مدیریت با تنظیم سیستم دانشگاهی ( دانشگاه سازگارشونده) مترادف است؟
درمفهوم پیچیدگی سیستم دانشگاهی باید این موارد را تحلیل نمود:
- رویکردهای مدیریتی در سیستم های دانشگاهی که پیچیده فرض می شوند.
- مدیریت مستقل درنظام دانشگاهی چگونه است؟
- مدیریت جزئی از نظام دانشگاهی است.
به راستی مدیریت ورهبری دردانشگاه هایی که بصورت پیچیده هستند چگونه است؟ وجایگاه تفکرهمه جانبه نگر درسیستم های این دانشگاه ها به چه شکلی است. متاسفانه به مدیریت وبرنامه ریزی را بعنوان یک فن وابزارنگریسته می شود. مثلاً برنامه ریزی سیستم های آموزشی که دراین حالت صرفاً به جنبه فنی قضیه توجه می شود ودراینجا برای نمونه بدنبال " مراحل برنامه ریزی" هستیم. درصورتی که دررویکردی دیگر می توان مدیریت وبرنامه ریزی را می توان بصورت تفکر درنظرگرفت که دراینجا خودارزیابی نیزمطرح می شود.
واما درباب ارزشیابی درس:
12 نمره، نمره پایانی آزمون
سمینار4 نمره
مشارکت درکلاس وسمینار 4 نمره